ادبی ، فرهنگی ، اجتماعی
چله نشيني شمس و مولانامولانا كه مي ديد مشعلي جهان افروز با سبقت از آفتاب آسما ن ، در قالب گوشت و استخواني نحيف، جاري و تابان در خاك مي خرامد و رهسپارِ روح و كالبد اوست ، خموش و پريده رنگ ايستاد و كلام او شنيد . خلقِ عابد كه شيخ را پريشان و آشفته ديدند ، بر شمس نهيب آورده و به زور اورا راندند
محمد باقرلونگاهي بر زندگي و آثار شمس تبريزي
می خواهیم سخن از انسانی بگوییم که مولانا ، ابرمرد تاریخ عرفانی ، او را خدای خود می داند : بهترین توصیف ها را ، که در تاریخ ایرانی بی نظیر است ، برای او می آورد . لحظه ای از یادش غافل نمی شود و تمام زندگی خود را مدیون عشق او می داند .
هنرمندان معاصر خوي :
حميد سعادتفر
( بازيگر تئاتر ،سينما و تلويزيون )
حميد سعادتفر، هنرمندي است كه خاك صحنه خورده و از نوجواني تا اكنون كه پا از پنجاه سالگي فراتردارد ، براي اعتلاء تئاتر در خوي ، تلاشي وافر داشته است . روزگاري در نمايش هاي گوهر مراد( ساعدي) بوده و زماني نيز خالِق ِ كاراكترهاي بيژن مفيد ، بهرام بيضايي ودوراني نيز، با محرم زينالزاده كه بايسيكلت ران محسن مخملباف بود، شا نه به شانه راه رفته است . بداهه سازي درهنر نمايش، جزو ويژگي هاي كاراوست وبازي هاي به ياد ماندني اش در جاودانه هاي ساعدي از جمله نمايشنامه هاي " ديكته و زاويه " ، هرگز از ياد دوستداران تئاتر آذربايجان فراموش نمي شود . او در برنامه هاي تلويزيوني نيز نقش هاي متفاوتي را ايفا كرده و از چهره هاي محبوب هنري به شمار مي آيد . خدمات فرهنگي حميد سعادتفر ، هميشه در حافظه ي دوستداران تئاتر خوي ، به عنوان يك پيشكسوت و دلسوز واقعي هنر ، گرامي است .
عليرضا ذيحق
گفتگو با فريبا حاج دايي
به مناسبت انتشار كتاب " با شيريني وارد مي شويم"
فريبا حاج دايي ، از تلاشگران عرصه ادبيات خلاق است و در قصه نويسي ، ذوقي خاص دارد و از ادمهايي مي نويسد كه انها را خوب مي شناسد و شايدنمونه ي نوعي شان را در جوامع شهري كشور هاي توسعه يافته همه سراغ دارند . اما سبك و سياق ويژه اش ، او را درنوع روايت و خلق شخصيت ها متمايز مي كند وآميزه هاي تخيل اش با واقعيات اجتماعي ، رنگين و جاندارتر از آني است كه گام هر نويسنده اي را بر قله هاي رفيع آن ، راهي باشد .
كتاب " با شيريني وارد مي شويم " ازفريبا حاج دايي را همسر فرهيخته اش جناب" رامين مستقيم "كه از نام اوران حوزه ي گزارشگري و روزنامه نگاري مي باشد ،به خواهش من براي مجله انديشه فرهنگي ارسال كردند و وقتي قصه ها را خواندم ...
ادبيات و جامعه
هنرمند با هنر خويش به بيان عناصري از آگاهيهاي جمعي ميپردازد و باديدگاهي منتقدانه در برابر جامعه، هنر مستقلي زاده ميشود كه پيوندي ناگسستني با زندگي اجتماعي و پيكارهاي فردي و جمعي دارد. در هر اثر هنري، جامعه نمودي درخشان دارد و جاي پاي مؤثر آن از اثر زدودني نيست.جامعه پيش از اثر و بعد از اثر وجود دارد و در چارچوب اجتماعي- تاريخياي كه اثر در آن گسترش يافته و ناقد آن بوده است، قابل بررسي و تحليل است.
منصوره اشرافی ترجمه : علیرضا ذیحق
گيزلي
گيزلي نَفَس لريم
سَنسَن ،
فاصيله اولمادان
سينه م ده ديرچه ليب باتان
هر بير نَفَس تك .